هعی

هعی
شت
یاد بچگیام افتادم
می‌خوام بالا بیارم ولی متاسفانه نمیشه
می‌خوام گریه کنم ولی متاسفانه گریمم نمیاد 😐
ایششششش
دلم میخواد یه دکمه رو فشار بدم که کل خاطرات بچگیم پاک شن 😐
دیدگاه ها (۳)

الهی من بمیرممممفداتون بشمممقربونتون برممممفرشته کوشولوهاممم...

هرکی با یه چیز بخصوص شناخته میشهیکی با بوی عطرشیکی با تخصصش ...

اگه اینو خوندی ینی روم کراشی 😐عه همتون روم کراشین که😐

شت

محو زیبایی او پارت ۴۸ویو ته یونگاز رزا جدا شدم و رفتم پیش جی...

پارت یازدهم ویو جونگکوک -۰ داشتم توی حیاط قصر قدم میزدم و به...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟓خانه بدون هانا ساکت بود.خیل...

قسمت ۸(بخش دو)

╭─────── ࣪˖ ִֶָ🌙🥀 ִֶָ˖ ࣪ ───────╮سلام قشنگای من... 🙂✨امروز ا...

پارت هشتم جئون ۰- مرتیکه عوضی انتقام خون مادرم رو ازت می گیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط