یه چند وقتی توی ویس بودم

یه چند وقتی توی ویس بودم
دوران خیلی خوبی بود آدمای جدید دوستای جدید
ولی به خاطر جهالت خیلیا رو ناراحت کردم دلشون رو شکوندم
غرور بی خود خودخواهی خلاصه بخاطر اینا خیلی از دوستای خوب رو از دادم
ولی فهمیدم زمان زود میگذره باید قدر همه ی اینا رو دونست
به خودم اومدم خیلیا رو از دست داده بودم دل بعضیآ رو شکوندم
متاسفم بودم ناراحت بودم ولی نتوستم کاری کنم
از همینجا تمام کسایی که این پست رو میخونن میخوام اگه کینه ای از من دارن من رو ببخشن
خلاصه ببخشید حلال کنید
دیدگاه ها (۴۸)

#کآمنت_پلیز

تو این شب بارونی و سرد با هرقطه باران با هر وزش باد من به یا...

لیلیوم آبی پارت ¹در واز شد همه نجیب زادگان و همه جادو داران ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط