فقط در شب ها باهام حرف میزنه .

فقط در شب ها باهام حرف میزنه .
حرامزاده چیزی نمیگه جز شکست ، از همه چیز صحبت می‌کنه که شکسته شده ، به خودت میای میبینی صدای صبح از پشت پنجره میاد و هنوز بیداری و رو بدنت عرق سرد نشسته ، او کلمه ای دیگر میگوید که از وحشت فقط فریاد بزنی .
صبح شده!
دیدگاه ها (۰)

روی چمن های سبز ، تا دور دست گوسفند ها هستند .آسمان بالای سر...

امروز بخاطر گرمای شدید ساحل ، تمام ماسه ها سوخته بودند و الا...

دلم برات تنگ شده .گاهی در خیالم می آیی .دستت را میگیرم .می‌گ...

بطری تا نیمه آب دارد .شیش ساعت است که به آن خیره شده ام . من...

سلاممم به همگی [ازمایشگاه سرد]♧فصل اول♧ پارت سوم:وارد اتاق م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط