نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار

نیست بر لوح دلم جز الف قامت یار
چکنم حرف دگر یاد نداد استادم
دیدگاه ها (۰)

در پس آینه طوطی صفتم داشته اند آنچه استاد ازل گفت بگو میگویم

من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم آنکه آورد مرا باز بر...

ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم ای بی خبر ز مستی شرب مدام ما

جدیدا میری تو خیابون انگار وارد سیرک شدی مخصوصا میدون انقلاب...

آن چیز که در سینه‌ی من بود، دگر نیستآن عشق که جان‌مایه‌ی غم ...

♥️🍃سلام جان پناه عالمدائما نام تو را ورد زبانم کرده امتا نگ...

خداحافظ ای جوانی‌ من، شادمانی من، یار نیمه‌راهم😞پیرم و گاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط