روزها می گذرد ...

روزها می گذرد ...

و من از پنجره ی بیداری ،

کوچه ی یاد تو را می نگرم

و چقدر آرامم ،

که کسی فکر نکرد

زیر خاکستر آرامش من غوغاییست ...

دوست داشتن دردی است ...

و من از لحظه ی دیدار تو می دانستم

که به این درد شبی خواهم مرد
دیدگاه ها (۱)

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

زاد روزم مبارک♥︎ بیست و سه مرداد هشتادو چهار زاده شدم توی عص...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

فراتر از خویش

« یادم هست..... روزهای اول بود که خانه، دیگر آن خانه همیشگی ...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط