چه دردی بیشتر از این که دردم را نمیدانی
چه دَردی بیشتَر از این که دردم را نِمیدانی
به چَشمَم خیرِه میگردی ولی غَم را نمیخوانی
چه باشی یا نَباشی من برایَت آرزو کردم
چه دردی بیشتر از این که ایـــن ها را نِمی دانی..
برایَم روز روشَن بود میدانستم از اول؛
که میایَد چنین روزی که میگوئی نمیمانی..
برایِ من که بعد از تُو ندارم شاخه یِ سَبزی
چه فَرقی میکُنَد دیگر هوایِ صاف و بارانی..
شَبیه موریانِه،خاطرت در ذهن می ماند
که میپوسَد مرا کم کم به آرامی و پِنهانی...
#❤️💎
(( آنچنان گُم بشوی ، از خودت ، از او تا کِه
"ناکجا" ساده ترین ، قیدِ مَکانت باشد . . . ))
به چَشمَم خیرِه میگردی ولی غَم را نمیخوانی
چه باشی یا نَباشی من برایَت آرزو کردم
چه دردی بیشتر از این که ایـــن ها را نِمی دانی..
برایَم روز روشَن بود میدانستم از اول؛
که میایَد چنین روزی که میگوئی نمیمانی..
برایِ من که بعد از تُو ندارم شاخه یِ سَبزی
چه فَرقی میکُنَد دیگر هوایِ صاف و بارانی..
شَبیه موریانِه،خاطرت در ذهن می ماند
که میپوسَد مرا کم کم به آرامی و پِنهانی...
#❤️💎
(( آنچنان گُم بشوی ، از خودت ، از او تا کِه
"ناکجا" ساده ترین ، قیدِ مَکانت باشد . . . ))
- ۷۹.۲k
- ۱۷ خرداد ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط