ساعت قلب من افتاد

ساعت قلب من افتاد
و دگر کار نکرد

دل من بعد تو دیگر
هوس یار نکرد

روزهایم همه در
حسرت روی تو گذشت

ماتمی جز غم تو

روز مرا تار نکرد
دیدگاه ها (۱)

حواسم را، می گذارم در دستانتپرتش کن، هر جا که خواستیتا ببینی...

حیف نیست صبح بیاید و آبان روی چشمهای پاییز دلبری کندو تو هنو...

تو از من میخواهی عاشق باشم من از تو می خواهم دوستم...

به درد هم اگر خوردیـمقشنگ است...به شانه بار هم بُردیمقشنگ اس...

همه جا با همه کس ، یار نمی‌باید بودیارِ اغیارِ دل‌آزار، نمی...

هر روز دلم در غم تو زارتر استوز من دل بی‌رحم تو بیزارتر استب...

خبرت هست که از خویش خبر نیست مراگذری کن که ز غم راهگذر نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط