بادشکن ۲۹

بادشکن ۲۹
سئو: خوبم*نگاهی سرد و خشک*
دختر ۳ : خوبه
(زبان هاروکا اونقدر ها هم قوی نیست توی یک ماه من تنها چیزی که یاد میگیرم اینکه چطوری باید فکر کنم توقعات زیادی دارینااا)

سئو با دست چپش دور کمر هاروکا را میگیرد و به سمت خودش میکشد.

سئو: نزدیک دوست پسرم نشید*چینی زر میزنه*
دختر ۱: د-دوست پسرت؟ .........
دختر ۲: ثابتش کن
سئو: همینکه میزاره بهش دست بزنم و کاری نمیکنه ثابت شده است

ویو هاروکا
ها.... اینا چی میگن؟ این زبون چیه؟ چرا همش چ عههه چه چی چو که فو.... یعنی چییییی چرا سئو منو کشید سمت خودششش نباید سرخ شم نبایددد

دختر ها اخمی کردند و رفتند.

هاروکا: ه-هایاتو....... چرا منو گرفتی
سئو: هیششش دارن نگاهمون میکنن
هاروکا: ک چی..... عادی ایم دیگه
سئو: میخوای عادی تر شیم؟
هاروکا: اره خب.......

سئو هاروکا را به خود نزدیک میکند جوری که صورت هایشان فقط چند میلیون متر از هم فاصله دارند.

هاروکا: س-سئ*سرخ*

سئو یک بوسه میکند هر چقدر که میگذرد خشن تر میشود ، هاروکا کمی تلاش میکند از او جدا شو اما در لذت ان بوسه غرق میشود بعد از چندین ثانیه سئو عقب میرود. صورت سرخ شده و بی نفس هاروکا را میبیند. سئو نفس نفس میزند.

هاروکا: ا-این چه کاری بود کردی؟
سئو: خب خودت میخوای از دستشون راحت بشی
هاروکا: اره ولی نه اینجوری
سئو: خوشت نیومد؟
هاروکا: ........... اه ولش کن بیا بریم تو سالن

خب خلاصه اینا میرن سالن و اره خب اون دهرا هم شک زده پشماشون ریخته نمیدونن چیکار باید بکنن
همینجوری مهمون ها پشت سر هم میرن و اخرش همه میرن دیگه


خب اینم از این پارت و اینکه عام...... امیدوارم تا اینجای داستان ازش خوشتون بیاد
دیدگاه ها (۰)

بادشکن ۲۸سئو همراه ۲ نوشیدنی به طرف هاروکا رفت اما باز هم او...

بادشکن ۲۷و کم کم جو سالن منفی میشد ، ناگهان هیکاری وارد سالن...

باد شکن پارت ۹خستگی هاروکا بیشتر میشود. چشم هایش ارام ارام گ...

باد شکن پارت ۱۲هاروکا با اعصاب به هم ریخته به سمت نیره میرود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط