آقا اجازه ؟ شعر من هست آب بابا

آقا اجازه ؟ شعر من هست آب بابا
یادش بخیر... من ، کودکی و تاب ، بابا...
آقا اجازه ؟ درد دلهایم زیاد است
مادر نشسته گوشه ای بیتاب ، بابا
بر روی تختش ، خس خس سینه و دردی...
من هم صدایش میزنم... با... ، باب... ، بابا...
آقا اجازه ؟ درسها را خوب حفظم
درسی که یادم هست از خوناب ، بابا
آقا اجازه ؟ ((ش)) شبیه شیمیایی...
راهی این جنت شد از این باب ، بابا
آقا اجازه ؟ ((د)) شبیه یک دلاور
چیزی که مانده از تنش یک قاب ، بابا...
جانباز تمثال وفاداریست آقا
بهر شهادت می شود بی خواب . بابا...
زخم تنش در آسمان چون آفتاب است
شب ها همیشه می شود مهتاب . بابا...
زخمی ترین شعرم فدای تار مویش
با هر دمش دریا شود گرداب . بابا...
آقا اجازه دست هایم درد دارد
از این جریمه های سخت آب بابا...
دیدگاه ها (۱)

KIM V

انگار جلوی چشماش رو خون گرفته بود که اونجوری میزد،دستام انگا...

💜 💜 💜 💜 عشـــــــق...پارت 104مهرداد:نمی دونم چرا امشب نمی خو...

ات دختری بود که کور رنگی داشت و خب به این متفاوت بودن عادت ...

فیک That's everything to me🤍🧚🏻‍♀️پارت²⁰

عشق وحشی ۲......پارت۶

رمان عشق بی مقدمهسرمو اروم گذاشته بودم روی سینشدیگه ارومه آر...

سلام بر خون خدا. سلام بر رحمه‌الله‌الواسعه. سلام بر نور چشم ...

سلام بر خون خداسلام بر رحمه‌الله‌ الواسعهسلام بر نور چشم رسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط