ندارم انتظاری هم،از آن معشوقه ی دلخواه

ندارم انتظاری هم،از آن معشوقه ی دلخواه
که می خواهد هم آغوشی جوان معشوقه ی دلخواه

دلش بادیگری باشد برایش درد سر سازی
مزاحم می شوی پیشِ همان معشوقه ی دلخواه

به یادم مانده حرفش گفت می ماند ولی دیدم
که ثابت کرد حرفش را،زمان معشوقه ی دلخواه

عمل باید کند هر کس که دم از عشق بازی زد
فقط می گفت از رویِ زبان معشوقه ی دلخواه

خدایِ قلب من بود و خدایی را نمی فهمید
به حالِ من بیفتد بی گمان معشوقه ی دلخواه
سرگشته
#سهراب_عرب_زاده
دیدگاه ها (۱)

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت شــش 𓆪 🖤🥀ات با شنیدن حرف جیمین خشکش...

معامله p11جونگ‌کوک دستش را از روی قلبش برنداشت.نفس‌هایش کوتا...

𝑨𝒇𝒕𝒆𝒓 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 “𝑰 𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒀𝒐𝒖”𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑صبح روز بعد، جیمین زودتر از...

پارت ۵۱ — چیزی که برگشتچند ساعت از بیدار شدن یورا گذشته بود....

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

فاصله یک لبخند تا جنون

The Joke That Broke Us

دریاچه خونین :فصل اول _پارت 21چند روز از ورود چویا و سلیا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط