گل خونی
گل خونی
پارت 34
& ارع
- بابا اینا دارن مارو میترسونن کاری نمیکنن من برم براتون شربت درست کنم
- جیمین بیا
+ باز چیکار کردی
- هیچی کارش دارم
+ خب بلند بگو ما هم میشنویم
- نه بعدا بهت میگم
+ چرا الان نمیگی بعدا رو ولش کن
- تهیونگ ولم کن یعنی نمیتونم یک چیزی رو به دوستم بگم
+ بگو ولی بعدا بهم میگی
# ها
- بیا میگم توی شربت قرص خواب آور بریزم که اینا بخوابن ما بریم بیرون بگردیم
# خب ما نخوریم شربت شک میکنن
- میخوریم ولی برای ما جدا
# باشع
جونگکوک که شربت رو برای اون دوتا بردن
+ شما نمیخورین
# چرا الان جونگکوک برای منو خودش میارع
تهیونگ به شوگا چشمک زد
(ویو تهیونگ )
فکر کرده ما خریم نمیفهمیم یه بلایی سر تون بیاریم
- بیا جیمین بخور
# باشع
تهیونگ و شوگا خوردن خودشون رو زدن به خوابی که ببینن اینا چیکار میکنن جونگکوک امد کنار تهیونگ دست شو کرد توی جیبش و سوییچ ماشین رو ورداشت و کارتش جیمین هم رفت کنار شوگا دست شو کرد توی جیب شوگا کارتشو ور داشت تا میخواستن برن شوگا و تهیونگ دست جیمین و جونگکوک رو گرفتن
+ ...........
پارت 34
& ارع
- بابا اینا دارن مارو میترسونن کاری نمیکنن من برم براتون شربت درست کنم
- جیمین بیا
+ باز چیکار کردی
- هیچی کارش دارم
+ خب بلند بگو ما هم میشنویم
- نه بعدا بهت میگم
+ چرا الان نمیگی بعدا رو ولش کن
- تهیونگ ولم کن یعنی نمیتونم یک چیزی رو به دوستم بگم
+ بگو ولی بعدا بهم میگی
# ها
- بیا میگم توی شربت قرص خواب آور بریزم که اینا بخوابن ما بریم بیرون بگردیم
# خب ما نخوریم شربت شک میکنن
- میخوریم ولی برای ما جدا
# باشع
جونگکوک که شربت رو برای اون دوتا بردن
+ شما نمیخورین
# چرا الان جونگکوک برای منو خودش میارع
تهیونگ به شوگا چشمک زد
(ویو تهیونگ )
فکر کرده ما خریم نمیفهمیم یه بلایی سر تون بیاریم
- بیا جیمین بخور
# باشع
تهیونگ و شوگا خوردن خودشون رو زدن به خوابی که ببینن اینا چیکار میکنن جونگکوک امد کنار تهیونگ دست شو کرد توی جیبش و سوییچ ماشین رو ورداشت و کارتش جیمین هم رفت کنار شوگا دست شو کرد توی جیب شوگا کارتشو ور داشت تا میخواستن برن شوگا و تهیونگ دست جیمین و جونگکوک رو گرفتن
+ ...........
- ۱۴۴
- ۰۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط