سخن آهسته

سخن آهسته

شدی عازم برای دیدن یاس

خزان می گردد از داغ تو احساس

دلم لرزید وقتی پیش چشمم

سخن آهسته می گفتی به عباس

بیا عباس دستت را ببوسم

بیا تا چشم مستت را ببوسم

عزیز جان من نور دو عینم

پس از من جان تو جان حسینم

رسیده جان به لب زین زخم کاری

به پایان آمده چشم انتظاری

روم با فرق تا ابرو شکسته

به سوی همسر پهلو شکسته

خداحافظ حسن ای نور دیده

عزیز فاطمه ای غم رسیده

پس از من می کشی محنت فراوان

پس از من جان تو جان یتیمان

غریبم کفن و دفنم کن شبانه

چو مادر بی صدا و مخفیانه

خداحافظ حسین کربلائی

که دیگر آمده وقت جدایی

سرت بر نیزه ها می بینم امشب

تنت را له ببینم زیر مرکب

الا ای زینب غم پرور من

حلالم کن همیشه یاور من

غریبی موج دارد در نگاهت

سفر رفتی خدا پشت و پناهت

اسیری می روی در چنگ اغیار

به دست بسته بین کوچه بازار
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه های شبنم

🔍امیرالمؤمنین علیه‌السلام را با چه کسی و با کدام معیار می‌تو...

🔍امیرالمؤمنین علیه‌السلام را با چه کسی و با کدام معیار می‌تو...

حَیِّ علی العَزا... 🖤مادرِ دل‌شکسته‌ی من...مادرِ جوانِ من......

پارت ۱۳

از دشمنان تا عاشقان

✨💔 کشتیِ ما به گِل نشسته، کجایی آقا...؟ 🥺🌊🖤🌧️🥀 آقا جان... دل...

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط