آنالی خیلی منحرفی

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦

𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟕

آنالی: خیلی منحرفی.

کوک:خودم میدونم.

آنالی:برو کنار می‌خوام برم داخل.

کوک:اگه نرم کنار میخوای چیکار کنی؟

آنالی:می‌خوام......
نگاهم به پاهاش افتاد اگه بخواستم بزنم بین پاهاش امشب چهار قلو حامله بودم پس بهتره کرم ریزی نکنم.

کوک:خب نگفتی‌ میخوای چیکار کنی؟

آنالی:دستشو گرفتم و محکم گاز گرفتم.

کوک:آیی وحشی چیکار میکنی؟
اگه نگیرمت جونگ کوک نیستم.

آنالی:چند قدم عقب رفتم و پا به فرار گذاشتم تا پشت عمارت دوییدم که با یه سگ سیاه روبه رو شدم.
سگه متوجه ترسم ازش‌ شده بود.
از شانس گوه من قلادش هم باز بود از ترس نمی‌تونستم تکون بخورم داشت به سمتم میومد میدونستم اگه بخوام تکون بخورم تیکه پارم می‌کنه.
محکم چشامو روی هم فشار دادم که بعد از چند مین توی بغل کسی فرو رفتم.

کوک: حالت خوبه؟

آنالی:اون اون سگه.

کوک:هیشش کاری بهت نداره.

آنالی:آروم سرمو آوردم بالا که آروم گونمو نوازش کرد.

کوک:اون بمه چون میدونستم تو از سگا می‌ترسی آوردمش حیاط پشتی سگ وحشی نیست چون تورو نمی‌شناخت این طوری کرد.
الان که تو پیش منی آروم شده.

آنالی: آهوم.

کوک:و اینکه چون تورو دیگه می‌شناسه کاریت نداره فقط پیشش نباید بدویی.

آنالی: باشه.

کوک:راستی قرار بود تلافی کنم.

آنالی:کدوم تلافی.

کوک:نگا با دست نازنینم چیکار کردی.

ادامه دارد...............∆
دیدگاه ها (۲)

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟖آنالی: فقط به گاز کوچولو بود.چند قدم عقب رفتم...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟗آنالی:سرشو آورد نزدیک و خواست چیزی بگه که محک...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟔کوک:کمکت میکنم پس باید با جزئیات برام توضیح ب...

#𝐖𝐡𝐲_𝐡𝐢𝐦𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟓𝟓آنالی: داشتم از اتاق بیرون میرفتم که با صدای ...

P. 8

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط