بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
قسمت اول : دین و حواشی آن از نگاه چوپان پیر :
چون از چوپان پیر خواستند که از دین و حواشی آن برایشان بگوید؛ لحظاتی به چهره تک تکشان نگریست آنچنانکه گویی چیزی نادیدنی را میبیند.سپس گفت: گرچه امروز پیر و سپید موی و ساکن صحرایم، اما در این دنیای دنی چیزهای بسیار و کسان بسیارحول دین دیدهام؛ از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، از بالا و از پایین، و از درون و از بیرون… و آنگاه پس از مکثی ادامه داد :
عدهای هستند دین باز . اینان با دین بازی می کنند. گاه مدام از این دین به آن دین میروند. سرگرمیشان پیامک های دینی است بیآنکه از حقیقت دین چیزی یافته باشند.
عدهای هستند دینساز. اینان دوست دارند که از خود دین سازی و آیین پردازی کنند. مکتب و فرقه و طریقتی بنیان نهند و تشکیلات روحی روانی جدیدی براه اندازند.
عدهای هستند دینخوار. اینان چون خوره بهجان دین می افتند و آن را از درون پوک میکنند.
عدهای هستند دینمدار. اینان مدار و محور چرخش شان حول دین است اما خود هرگز به باطنش وارد نمی شود. از دور دستی بر آتش دارند. نمایش رفتاری شان دینی است اما درونشان خالی از آن. اینان از این مدار گَردی و چرخشها بهرهها می برند و اگر روزی نبرند مدارشان بسرعت تغییر میکند.
عده ای هستند دین ندار. اینان ادعا می کنند که دینی ندارند اما به واقع دارند. روند بی دینی دین شان است. اینان به خود واگذار شدگان اند.
و غالباً نه همه شان افسار گسیختگی نفس را با آزادی حقیقی اشتباه می گیرند.
عده ای هستند دین کار کار و کسب شان از قبل دین و آیین است ارتزاق شان از مراسم آیینی است اگر دینی نباشد مهر و تسبیح چینی و سجاده تبتی و صلیب چوب صندل و انگشتر پنج پر و شش پر و مجسمه بودای خندان و نشان زرین فروهر و غیره و غیره را به که بفروشند؟!
عده ای هستند دین فرار. اینان هر کجا که اسم دین بیاید از آنجا فرار می کنند. بشدت دین گریز اند زیرا غالباً گذشته سخت و تلخی را از سر گذرانده اند و مسبب همه آنها را دین می دانند.(ادامه دارد...)
قسمت اول : دین و حواشی آن از نگاه چوپان پیر :
چون از چوپان پیر خواستند که از دین و حواشی آن برایشان بگوید؛ لحظاتی به چهره تک تکشان نگریست آنچنانکه گویی چیزی نادیدنی را میبیند.سپس گفت: گرچه امروز پیر و سپید موی و ساکن صحرایم، اما در این دنیای دنی چیزهای بسیار و کسان بسیارحول دین دیدهام؛ از شرق تا غرب، از شمال تا جنوب، از بالا و از پایین، و از درون و از بیرون… و آنگاه پس از مکثی ادامه داد :
عدهای هستند دین باز . اینان با دین بازی می کنند. گاه مدام از این دین به آن دین میروند. سرگرمیشان پیامک های دینی است بیآنکه از حقیقت دین چیزی یافته باشند.
عدهای هستند دینساز. اینان دوست دارند که از خود دین سازی و آیین پردازی کنند. مکتب و فرقه و طریقتی بنیان نهند و تشکیلات روحی روانی جدیدی براه اندازند.
عدهای هستند دینخوار. اینان چون خوره بهجان دین می افتند و آن را از درون پوک میکنند.
عدهای هستند دینمدار. اینان مدار و محور چرخش شان حول دین است اما خود هرگز به باطنش وارد نمی شود. از دور دستی بر آتش دارند. نمایش رفتاری شان دینی است اما درونشان خالی از آن. اینان از این مدار گَردی و چرخشها بهرهها می برند و اگر روزی نبرند مدارشان بسرعت تغییر میکند.
عده ای هستند دین ندار. اینان ادعا می کنند که دینی ندارند اما به واقع دارند. روند بی دینی دین شان است. اینان به خود واگذار شدگان اند.
و غالباً نه همه شان افسار گسیختگی نفس را با آزادی حقیقی اشتباه می گیرند.
عده ای هستند دین کار کار و کسب شان از قبل دین و آیین است ارتزاق شان از مراسم آیینی است اگر دینی نباشد مهر و تسبیح چینی و سجاده تبتی و صلیب چوب صندل و انگشتر پنج پر و شش پر و مجسمه بودای خندان و نشان زرین فروهر و غیره و غیره را به که بفروشند؟!
عده ای هستند دین فرار. اینان هر کجا که اسم دین بیاید از آنجا فرار می کنند. بشدت دین گریز اند زیرا غالباً گذشته سخت و تلخی را از سر گذرانده اند و مسبب همه آنها را دین می دانند.(ادامه دارد...)
- ۳۷
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط