بوسه دردناک )

بوسه دردناک )
پارت ۱۰۸


با صدا در آروم پلک از روی هم برداشت سپس کلافه و خوابالو به اطراف نگاه کرد تولی نکشید که فهمید تو اتاق یکی از هتل های فرانسه بود
ولی آن سنگینی که رو بدنش بود به خوبی برای معلوم بود که کنار معشوقش به خواب رفته بود تهیونگ درست رو نصف بودن الکس درز کشیده بود
باز هم صدا در کلافه تکون خورد که باعث بیدار شدن تهیونگ هم شد
با چهره خجالتی ای گفت
الکس : ببخشید گمانم بیدارت کردم ؟
تهیونگ: نه .. اشکالی نداره
الکس روی مبل نشست بلافاصله تهیونگ هم نشست و کفش هایش را پا کرد و زیر لبی گفت " من پرو باز میکنم " سپس به مین در رفت الکس تند مشغول موهایش شد و از روی مبل بلند شد نیم تنه ای که پوشیده بود خود به خود به بلا رفته بود را پایین اورد با صدا بلند گفت
الکس : کیه ؟ تهیونگ
تهیونگ: هیجو هوسوک
سپس به سالم آمدن ... هیجو عصبی دست به سینه شد و عصبی گفت
هیجو : شما ها خواب بودیم درسته ؟
الکس روی مبل پشت اش نشست سپس خجالت زده نرم خندید تهیونگ به دیوار پشت تیکه داده بود و زل زده به الکس و حرکت هایش
الکس : آره خوب خسته بودیم
هوسوک نرم خندید سپس آروم گفت
هوسوک : چه اشکالی داره خوب کردین بایدم استراحت کنید تا بیشتر انرژی بگیرد و خوش بگذرونید
هیجو زبون دراز کرد آن هم برای هوسوک سپس عصبی گفت
هیجو : میشه شما چیزی نگید ...

شرط پارت بعدی ....
۷۰ کامنت ۴۰ لایک

البته می‌دونم که نه حمایت می‌کنید نه هم لایک نه هم کامنت به هرحال شرط گذاشتم تا بدونم چند نفر این فیکو دوست دارند

یعنی این افرادی که میان پستامو میخونن تو دلشون کلی خوششون میاد ولی لایک نمیکنن واقعا کمبود محبت دارن؟
ینی فشار دادن “پسنديدم ” اینقد سخته؟؟؟؟؟؟؟
اگه اینقدر سخته بیاین به من بگین من خودم براتون لايك رو فشار میدم
والا بوخودا
یه لایک این حرفارو نداره
با احساسات جوون مردم بازی نکنین که منم با احساساتتون بازی می کنمااااا
گفته باشم
من رو لایک خییلی حسساسم
مخصوصا پوستم حساسیت شدید داره
لایک= ابراز همدردی با بنده 🙂
مرسیییی
دیدگاه ها (۷۷)

3 تفنگدار )پارت ۶۶ هاری لبخند ای زد و روبه اون سوک نمود تند ...

( 3 تفنگدار )پارت ۶۷ اون سوک : راست میگی درست مثل من .. دادا...

بوسه دردناک )پارت ۱۰۷ تهیونگ نیش‌خندی زد سپس کم کم به الکس ن...

بوسه دردناک )پارت ۱۰۶یک اتاق دو تیکه ای که تیکه اولش یک سالن...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕𝟑جونگکوک:اخخ پاهام شکست. تهیونگ:الهی، ع...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۹ | «نقشه‌ی جدید» 😂 جیا و ...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

پارت ۴۵ نور صبح از لای پرده افتاده بود روی صورت تهیونگ.آروم ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۴۳ ویو راوی بلافاصله...

dark love

چند پارتی درخواستی

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط