‫اولین باری که از سر کلاس دانشگاه منو انداختن بیرون

‫اولین باری که از سر کلاس دانشگاه منو انداختن بیرون
واسه این بود که ماژیک نمینوشت
استاد گفت :
چرا این نمینویسه ؟
.
.
.
منم گفتم دکمه شو بزن ...
استاد دو ثانیه به ماژیک نگاه کرد

بعد دیگه هیچی من خودم رفتم بیرون....:))
دیدگاه ها (۱۳)

The unwanted Roommate ___________________________ویو پارک یو...

رمان هکر کوچولوی من پارت اول

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

امروز رفتم کلاس زبان یکم دیر رفتم سر کلاس،معلم زبان ما داد ز...

ادامه پارت 17

رمان :«استاد من»پارت «اخر»(تابع قوانین ویسگون)ویو «ا/ت»با کا...

استاد من ۱

رمان :«پسر عموی جذابم»part:4ویو «سلین»که مدیر گفت :-بفرمایید...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط