.

.
روزها می گذرد
یکی پس از دیگری
و هیچ اتفاقی نمی افتد
.
اتفاق یعنی تو
که بند کنی دلـــــم را
به بند بندِ زندگی
.
که روزهایم جان بگیرد
و شب هایم بی درد بگذرد
.
تـــــــــو اتفاق نمی افتی
و دلـــــم
ترک می خورد از انتظار
.
و این منم که ذره ذره
از پا می افتم
دیدگاه ها (۱)

دلتنگ "تو" ام ...دلتنگِ تو و هر نسیمی که از سوی توست...میدان...

انقدر دور شدے آمدنت رویا شد بہ دل عاشق من حسرت یڪ دنیا شددگر...

تو باآن چشمِ مستت ازشراب ناب شیرازییقین فهمیده ای زیبا غزالی...

دلتنگی‌ات که دائمی بشوددیگر برایت فرقی نمی‌کند صبح ‌شنبه باش...

خدا میگوید:نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنمتو را بدون آن هم زن...

خدا میگوید:نگو بدون آن نمیتوانم زندگی کنمتو را بدون آن هم زن...

دلم میسوزه برای اون سطلیا که به خاطر اون چاهزاده خودشونو از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط