گر به شمشیرت کُشد ابروی او، تسلیم شو!

گر به شمشیرت کُشد ابروی او، تسلیم شو!
ور به زنجیرت کشد گیسوی او، آرام باش!

«فروغی بسطامی»
دیدگاه ها (۱)

شب از جفای تو می‌نالم و چو می‌نگرم،همان دعای تو با ناله‌های ...

تو ان صبح دل انگیزی،که در جانم نسیم و عطر توپیچد و مدهوشم کن...

خسته گان عشق را ایام درمان خواهد آمد، غم مخور آخر طبیب دردم...

زودتر از من بمیر، یک کم زودتر از من!تا تو آنی نباشی که مجبور...

#شعر_قدیمی 🍃آخر به چه گویم هست از خود خبرم، چون نیستوز بَهرِ...

#شعر_قدیمی 🍃گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ایور بی‌همه‌ای چو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط