عشق را لای در و دیوار پنهان کرده ای

عشق را لای در و دیوار پنهان کرده ای
باغ گل را پشت مشتی خار پنهان کرده ای

ای لبانت کار دست نازنینان بهشت!
راز بگشا، از چه رو رخسار پنهان کرده ای؟

آسمان تار است، می گویند امشب ماه را
زیر آن پیراهن گلدار پنهان کرده ای

صد غزل از من بگیر و یک نظر بر من ببخش
آن چه را در لحظه دیدار پنهان کرده ای

آن لب تب دار را یک بار بوسیدن شفاست
وای از این #دارو که از بیمار پنهان کرده ای

روزگار ای روزگار آن روزی نایاب را
در کدامین حجره ی بازار پنهان کرده ای!؟
دیدگاه ها (۱)

بادها را به تو هدیه می‌کنمو باران راو برترین شعرم راکه تنها ...

‏قهوه‌ات را بنوش و باور کنمن به فنجانِ تو نمی‌گنجم

محبوب منپایبند من باشچون اندوه...

بیزارم از گذر پوچ سال و عید..در من اگر اثر به تکامل نمی‌کند،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط