Accidentally yours

Accidentally yours

پسر آروم به سمت ا.ت اومد.

"نترس، نمی‌خوام اخراجت کنم"

ا.ت نفسش رو حبس کرد.

"اگه می‌خواستم اخراجت کنم، همین امروز صبح توی جلسه جلوی همه این کار رو می‌کردم"

دختر جرئت کرد نگاهش رو بالا بیاره. جونگکوک حالا فقط چند قدم باهاش فاصله داشت.

"پس... من رو بخشیدین؟"

پسر ابرویی بالا انداخت.

"بستگی داره. یه شرط دارم"

"چه شرطی؟"

"امشب توی جشن، یه نوشیدنی با من بخور"

ا.ت مات و مبهوت موند. جشن؟ یعنی چی؟

"جشن؟"

جونگکوک با تعجب نگاهش کرد.

"ایمیل رو ندیدی؟ برای موفقیت پروژه‌ جشن گرفتیم"

دختر سرش رو تکون داد.

"نه... کل روز رو با استرس گذروندم، حتی یادم رفت ایمیل‌هام رو چک کنم"

پسر لبخند کوچکی زد.

"خب، پس الان میدونی که قراره یه جشن برگذار بشه ولی قولت رو یادت نره"

ا.ت گلوش رو صاف کرد.

"باشه... حتما"

جونگکوک سری تکان داد و به سمت میز کارش برگشت. ولی قبل از اینکه پشت میز بشینه، یه نگاه دوباره به ا.ت انداخت.

" و اینکه..."

"بله؟"

"لبخندت قشنگه. بیشتر بخند"

__________________

حمایت؟
دیدگاه ها (۴)

Accidentally yoursدختر خودش رو برای سرزنش شدن آماده کرد ولی ...

Accidentally yoursجینا به سمتش اومد .اون منشی شخصی جئون بود ...

آتیشی که از بارون شروع شد part 40ویوی ا. تتوی راه خونه پدر ج...

نام: قرارداد نفرتPart:¹⁰صبح روز بعد، ا/ت با صدای زنگ ساعتش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط