سناریو ♡ *درخواستی*

سناریو ♡ *درخواستی*
وقتی از طنز تبدیل میشه به اهم ...
نامجون : خودت شروع کردی خودت تمومش کن
ا/ت : *رو ویلچره 🙄😂*
جین : وقتی دل هندسام و آب میکنی به عواقبش فکر کردی ؟
ا/ت : نه چه عواقبی ؟
جین: اینکه شب براش ناله کنی!
شوگا : اگه اینقدر دلت میخواد زیرم باشی خب باشه من یه امشب تا صبح و برای تو اختصاص میدم خوبه ؟
ا/ت : عام... من فقط یه شوخی کردم
شوگا : من‌با تو شوخی دارم ؟
جی هوپ : *در حال عملیات ...😐*
جیمین : موچی ؟
ا/ت : جونم‌؟
جیمین: شوخی کردی دیگه ؟
ا/ت : وا خب اره دیگه نکنه تو جدی گرفتی ؟
جیمین : پایین تنم و نگاه کن... * و براید استایل بغلش و کرد و رو تخت ...*
تهیونگ‌ : این کوفتی رو بکش پایین
ا/ت : خب بیا گشاد شد ؟
تهیونگ : بیشتر ...
ا/ت : خوبه ؟
تهیونگ : اره حالا خودت کفشت و بپوش تا بریم... *در حال حرکت کردن سمت بار*
جونگ کوک : *شیر موز میپره تو گلوش* چی ؟ بزار غذای بم و بدم بریم رو تخت
ا/ت : فقط یه شوخی بود ...
جونگ کوک : جدی ؟ ولی من برام مهم نیس توله خرگوش برو رو تخت تا یه جور دیگه نبردمت...
دیدگاه ها (۲۱)

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

پرش زمانی 1 روز قبل عروسیویو ا. ت امروز باید با کوک برم خرید...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط