تعدل اقتصاد دوره آقا هاشم به کجا رسد
تعديل اقتصادي دوره آقاي هاشمي به کجا رسيد؟
- صفارهرندي: بله، رهبر معظم انقلاب به آقاي هاشمي اعلام کردند اين شيوه کار را قبول ندارم و اگر شما جلوي اين ماجراي تعديل اقتصادي را نگيريد، من با مردم مسئله را در ميان ميگذارم و ميگويم که اين مسير غلطي است.
يکي از چهرهها و نظريهپردازان کانوني اين طرح تعديل اقتصادي در دوره آقاي هاشمي رفسنجاني گفته بود که ما بايد اين مسير توسعه را همچون ديگر کشورها بپيماييم و اين براي ما اصل است، حتي اگر در اجراي اين اصل عدهاي از مردم مستضعف زير چرخهاي توسعه له شوند، مهم نيست که رهبري متعرض اين نوع نگاه شدند و فرمودند که ما اين حرفها را به هيچ عنوان قبول نداريم و با ديدگاههاي اعتقادي ما سازگار نيست، چراکه ما به عدالت معتقديم و اعتقاد داريم مردم مستضعف ولينعمتان کشور و نظام هستند و ما هيچ حقي نداريم که اينگونه عمل کنيم.
** دولت هاشمي مردم را "ابزار " ميديد، نه "بنده خدا " و نيازمند کمک
افرادي در آن دولت مشغول بودند که اساساً طرز تفکرشان اينگونه بود، مثلاً مسئول بانک مرکزي وقت گفته بود مهم نيست که قيمت دلار به 1200 تومان رسيده است، چراکه آموختهها و نگاه آنها اينگونه بود که مردم را همچون ابزار ميديدند، نه اينکه مردم را بنده خداوند و نيازمند کمک ببينند.
** مردم تحت فشار بودند اما آقايان به هم لقب سردار سازندگي و اميرکبير ميدادند
افول اعتبار صاحبان اين نگرش در ميان مردم موجب شد مردم به اين نتيجه برسند که بايد اين وضع تغيير کند، بنابراين جرقه تغيير در دوم خرداد در اين زمان کليد ميخورد، چراکه مردم خواهان اين بودند که ديگر اين نگرش نبايد ادامه پيدا کند، مردم از اين نگرش ارباب و رعيتي خسته شده بودند و در اوضاعي که مردم تحت انواع فشار اقتصادي و ... بودند، اين آقايان به هم لقبهاي سردار سازندگي و اميرکبير ميدادند، لذا مردم ميديدند که بايد زجر بکشند و اين آقايان به دنبال اين مسائل بودند، بنابراين اينها مردم را عصباني و ناراحت ميکرد و آزار ميداد. حتي تورم در سال ماقبل پاياني دوره آقاي هاشمي به 49 درصد رسيد و اين بالاترين سطح تورم در کل دوران انقلاب بود.
متن کامل در:
mshrgh.ir/47859
- صفارهرندي: بله، رهبر معظم انقلاب به آقاي هاشمي اعلام کردند اين شيوه کار را قبول ندارم و اگر شما جلوي اين ماجراي تعديل اقتصادي را نگيريد، من با مردم مسئله را در ميان ميگذارم و ميگويم که اين مسير غلطي است.
يکي از چهرهها و نظريهپردازان کانوني اين طرح تعديل اقتصادي در دوره آقاي هاشمي رفسنجاني گفته بود که ما بايد اين مسير توسعه را همچون ديگر کشورها بپيماييم و اين براي ما اصل است، حتي اگر در اجراي اين اصل عدهاي از مردم مستضعف زير چرخهاي توسعه له شوند، مهم نيست که رهبري متعرض اين نوع نگاه شدند و فرمودند که ما اين حرفها را به هيچ عنوان قبول نداريم و با ديدگاههاي اعتقادي ما سازگار نيست، چراکه ما به عدالت معتقديم و اعتقاد داريم مردم مستضعف ولينعمتان کشور و نظام هستند و ما هيچ حقي نداريم که اينگونه عمل کنيم.
** دولت هاشمي مردم را "ابزار " ميديد، نه "بنده خدا " و نيازمند کمک
افرادي در آن دولت مشغول بودند که اساساً طرز تفکرشان اينگونه بود، مثلاً مسئول بانک مرکزي وقت گفته بود مهم نيست که قيمت دلار به 1200 تومان رسيده است، چراکه آموختهها و نگاه آنها اينگونه بود که مردم را همچون ابزار ميديدند، نه اينکه مردم را بنده خداوند و نيازمند کمک ببينند.
** مردم تحت فشار بودند اما آقايان به هم لقب سردار سازندگي و اميرکبير ميدادند
افول اعتبار صاحبان اين نگرش در ميان مردم موجب شد مردم به اين نتيجه برسند که بايد اين وضع تغيير کند، بنابراين جرقه تغيير در دوم خرداد در اين زمان کليد ميخورد، چراکه مردم خواهان اين بودند که ديگر اين نگرش نبايد ادامه پيدا کند، مردم از اين نگرش ارباب و رعيتي خسته شده بودند و در اوضاعي که مردم تحت انواع فشار اقتصادي و ... بودند، اين آقايان به هم لقبهاي سردار سازندگي و اميرکبير ميدادند، لذا مردم ميديدند که بايد زجر بکشند و اين آقايان به دنبال اين مسائل بودند، بنابراين اينها مردم را عصباني و ناراحت ميکرد و آزار ميداد. حتي تورم در سال ماقبل پاياني دوره آقاي هاشمي به 49 درصد رسيد و اين بالاترين سطح تورم در کل دوران انقلاب بود.
متن کامل در:
mshrgh.ir/47859
- ۶۷۹
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط