#عاشقت _شدم

#عاشقت _شدم
پارت دوم


آت:اره خیلی خوشگلن
لیا:آت کلاس دیر شد
آت:اوه لیا بدو
لیا :باشه بریم

ویو آت: رفتیم تو کلاس لیا جلوی من میشینه و ما دوتامون یه نفری میشینیم سر میز
معلم اومد همه پاشدن و نشستن
بعد

معلم :سلام بچه امروز دوتا دانش آموز انتقالی داریم
بچه بیاید و خودتون رو معرفی کنید

ویو آت:همون دو نفری بودن که منو لیا دیدیمشون اومدن و خودشون رو معرفی کردن

تهیونگ:سلام بچه من کیم تهیونگم
جونگ کوک:سلام بچه ها منم جئون جونگ کوک هستم

معلم :اوکی
تهیونگ تو پیش آت بشین
جونگ کوک توهم پیش لیا اونجا

ات :یا خدا این خوشگل ها می‌خوام کنار ما بشین یه نگاه به لیا کردم که اونم منو نگاه میکرد اومدن کنار ما نشستن

تهیونگ :سلام فکر کنم اسمت آت بود درسته
آت :سلام اره خوش بختم تهیونگ
تهیونگ:همچنین

لیا و جونگ کوک هم خودشون رو بهم معرفی کردن
آت:و دیدم دارن پچ پچ میکنن گفتم بعد از لیا میپرسم مثل اینکه تهیونگ هم کنجکاو شده بود
تهیونگ:بنظرت چی میگن
آت:نمی‌دونم رفتیم خونه از لیا میپرسم بهت میگم
تهیونگ:مگه باهم زندگی میکنید
آت: نه ولی لیا خونه اش تنها است مامان و بابام فوت کردن به‌خاطر همین من از هفت روز هفته ۶روزشو پیش لیام
تهیونگ :آها ولی من و جونگ کوک پیش هم زندگی میکنیم
آت: اوکی
زنگ به صدا در اومد ........
#اد_تهیونگ
دیدگاه ها (۰)

پارت اول آت:خوابیده بودم که با صدای آلارم گوشیم بیدارشدم مدر...

#ارباب_منPart: 11ته: آقای لی بعداز چند دقیقه رسید لی: قربان ...

شب تولدم پارت 47فصل دوم پارت18ات: قول میدی جونگ کوک: بستگی د...

شب تولدم پارت 46 فصل دوم پارت 17صب ساعت 9:00ویو ات: از خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط