سرو من صبح بهار است

سرو من صبح بهار است
به طرف چمن آی
تا نسیمت بنوازد به گل افشانیها
گر بدین جلوه به دریاچه اشکم تابی
چشم خورشید شود خیره ز رخشانیها

شهریار
دیدگاه ها (۳)

عکس_پس زمینه_موبایل

موج گیسویت اگر چشم و دلی خانه کُنَد خَم ابروی تو مُژگان ...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁶بدون اینکه حتی متوجه گذر زمان بشم با...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

وقتی طراح لباسشی و اون عاشقته... ℙ𝕒𝕣𝕥۲نشستم جلو ماشین شروع ک...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

dark life = 38

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط