ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام زدست ای ساقی

ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام زدست ای ساقی

درمیان طوفان
برموج غم نشسته منم، در زورق شکسته منم، ای نا خدای عالم
تا نام من رقم زده ‌شد، یکباره مُهـر غم زده ‌شد، بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام زدست ای ساقی

تـو تشنـه‌ کـامـم کُـشـتی، در سـراب نـاکـامـیـها، ای بـلای نـافرجامیها
نبـرده لب برجامی، می‌کِشم به‌ دوش ازحسرت، بار مستی و بدنامیها

برموج غم نشسته منم، در زورق شکسته منم، ای نا خدای عالم
تا نام من رقم زده ‌شد، یکباره مُهـر غم زده ‌شد، بر سرنوشت آدم
ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام زدست ای ساقی

حکایت از چه‌ کنم، شکایت از که ‌کنم
که خود به دست خود آتش، بر دل خون شده ی نگران زده ‌ام
دیدگاه ها (۱)

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❸'به همین داغ بسوزی که مرا سوخته‌ای'#صائب_تبریزی✮...

فصل دومپارت بیست و هفتم | آخرین رازچند هفته گذشته بود...و را...

My lovely neighbor part : 46

در سـپـهر لاجـوردی، آتـش آهـم نـشستهای خدای بی‌نـصیبان طاقتم...

ساغرم شکست ای ساقی، رفته ‌ام زدست ای ساقیدرمیان طوفانبرموج غ...

ساغرم شکست ای ساقی رفته ام ز دست ای ساقیدر میان توفانبر موج ...

خاطرات عمر رفته در نظرگاهم نشستهدر سپهر لاجوردی آتش آهم نشست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط