VAMPIRE

VAMPIRE
Part 22
ویو سویون
دیدم که هیونجین از روی صندلی کنار تخت ا/ت بلند شد و سمت در اومد رومو برگردوندم و لبه ی کلاهم رو دادم پایین تا منو نشناسه بعد از دور شدن هیونجین از اتاق ا/ت وارد اتاق شدم......
×اومدی
سویون: اره زود باش این لباسارو بپوش تا بریم
×باشه
ا/ت رفت توی دستشویی که توی اتاق بود تا لباساش رو عوض کنه منم کوسن های مبل رو برداشتم و روی تخت چیدم و پتو رو انداختم روشون که وقتی هیونجین میاد دیر تر متوجه ی نبود ا/ت بشه
.
(پنج دقیقه بعد)
×من آماده شدم
سویون: باشه بریم
با ا/ت از بیمارستان رفتیم بیرون و سوار ماشینم شدیم و راه افتادیم سمت خونه ی جنگلی ای که بابام روز تولدم برام خریده بود
بعد از اینکه یکم دور شدیم ا/ت کلاهشو دراورد به پشت ماشین نگاه کرد تا مطمئن شه کسی تعقیبمون نمیکنه
سویون: نترس کسی نمیتونه پیدامون کنه
×هوففف(چنگی زد به موهاش) ولی بازم استرس دارم اگر هیونجین پیدام کنه حسابی برام بد میشه
سویون: مطمئن باش که نمیتونه پیدات کنه
×امیدوارم همینی باشه که تو میگی
ویو ا/ت
سکوت سنگینی بینمون ایجاد شده بود و هیچکدوممون راضی به شکستنش نبودیم پس منم ترجیح دادم که تا زمانی میرسیم همین سکوت باقی بمونه
(پرش زمانی)
بلاخره بعد از دوساعت بودن توی جاده رسیدیم، یه خونه ی جنگلی بود که دور تا دورش حصار داشت و دور تا دور اون حصار ها درخت بود.....
سویون: بیا بریم داخل
×(سرشو تکون داد)
سویون درو باز کرد و رفتیم داخل منو به سمت کاناپه هدایت کرد و رفت توی آشپزخونه تا قهوه درست کنه
هرکار میکردم نمیتونستم از فکر کردن به هیونجین دست بردارم یعنی تا الان فهمیده؟عصبانیه؟داره دنبالم میگرده؟ و...هزارتا سوال ذهنمو درگیر کرده بود
.
.
_منشی کانگ(داد)
منشی کانگ: بله قربان
_برو.....ا/ت رو.......پیدا کن.......وَ بیارش اینجا(تمام کلماتشو با مکث میگفت و همین رفتارش باعث ترسناک تر شدن ماجرا میشد)
منشی کانگ: چشم
ویو هیونجین
وقتی رفتم توی اتاقِ ا/ت دیدم سرجاش نیست کل بیمارستان رو زیر و رو کردم ولی هیچ جا نبود انگار آب شده بود و رفته بود توی زمین برگشتم عمارت و به تمام افرادم دستور دادم که دنبالش بگردن چطور فرار کرده بود؟ اون نه گوشیش همراهشه وَ نه کیف پولش
حتماً باید ینفر کمکش کرده باشه باید درمورد این موضوع با پدرش حرف بزنم تا شاید سر نخی پیدا کنم.....
_منشی کانگ(بلند و با داد)
(منشی کانگ اومد داخل)
منشی کانگ: بله قربان
_ماشینمو آماده کن باید برم پیش پدر ا/ت تا یه موضوعی رو بررسی کنم
منشی کانگ: چشم قربان همین الان حاضر میکنم

ادامه دارد🦇.........
دیدگاه ها (۱۷)

VAMPIREPart 23هیونجین راه افتاد سمت خونه ی پدر ا/ت تا درباره...

VAMPIREPart 24ویو ا/ت با صدای آلارم گوشی از خواب بیدار شدم ن...

VAMPIREPart 21×یعنی توی خونه مونده(آروم) _چیزی شده؟ ×گ...گوش...

VAMPIREPart 20ویو هیونجین بعد از اینکه رسیدیم ا/ت سریع دستمو...

تکپارتی اسمات از تهیونگ و جونگکوک و ا،ت ا،ت ویوسلام من ا،تم ...

"سرنوشت "p,36...۱۰ مین بعد ....ا/ت : بریم تو ؟ سرده....کوک :...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط