بر لبانم بعد تو لبخند نیست
بر لبانم بعد تو لبخند نیست
این دل دیوانه جایی بند نیست
بی تو دیگر هیچ هستم، هست من
از خودم چیزی نمانده دست من
برده ای کل مرا با خود رفیق
باز برگردان مرا یار شفیق
دل به تو بستن چه آسان مینمود
هیچ کس فکر جداییها نبود
گر که برمیگشت از اول زمان
عشق را درسینه میکردم نهان
هر چه مینالید از هجران تو
دل نمیدادم که باشد آن تو
کودک دل ساده بود و گول خورد
جان گرفت اما بپایت نیز مرد
این دل دیوانه جایی بند نیست
بی تو دیگر هیچ هستم، هست من
از خودم چیزی نمانده دست من
برده ای کل مرا با خود رفیق
باز برگردان مرا یار شفیق
دل به تو بستن چه آسان مینمود
هیچ کس فکر جداییها نبود
گر که برمیگشت از اول زمان
عشق را درسینه میکردم نهان
هر چه مینالید از هجران تو
دل نمیدادم که باشد آن تو
کودک دل ساده بود و گول خورد
جان گرفت اما بپایت نیز مرد
- ۱.۶k
- ۲۰ تیر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط