و عشق

و عشق
همان پیراهن زیبایی
که
مادرم از کولی دور گرد خرید
و
هرگز به تنم نرفت
#امیرعلی_قربانی
دیدگاه ها (۲)

من بیشتر ازتمام مردم این شهرمی خواهمتتو شبیه مردم این شهرنمی...

بدون شرمساریهمین یک بار بگو اریدختر لب اناریدوستم داری؟ #امی...

تو را چه غم که یکی در غمت به جان آید...؟ #سعدی

نگارا، از وصال خود مرا تا کی جدا داری؟چو شادم می‌توانی داشت،...

جمعه تون شادزندگی هدیه‌ای استکه هر بامدادکه بر می‌خیزیمروبان...

پیراهن میدی یقه اسکی

شاید گلدان ِ بنفشهء پشت ِ پنجره،دلتنگی ِ یک روز ِ مادرم باشد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط