نگفته بودم آرام تر بغلم کن؟
نگفته بودم آرام تر بغلم کن؟
نگفته بودم این ادکلن لعنتی...؟
نه!
تو آرام بوی من را گرفته بودی
و نشانه هایت
چشمانم را
به آهنگ تازه ای بازو بسته می کرد
اولین بار
توعاشقم شدی
اولین بار
تو دستم را گرفتی
اولین بار
تو در آغوشم کشیدی
تومرا بوسیدی
من تنها برای اولین بار
خیانت کردم
باید شعرهایی که برایت نوشته ام
دور بریزم
باید فراموش کنم
آخراین هفته می خواستی شمال برویم
می خواستی دریا را
از دریچه ی انگشت های من ببینی.
.
.
اوضاع بهتر از قبل نیست
اما دلم
کمتر برایت تنگ می شود
این رسم روزهای بلند است
که غروب را کوتاه می کند
دلتنگی را
کوتاه تر
اوضاع بهتر از قبل نیست
فقط همین که رازی نمانده
اضطراب را دور می کند
و از خیانت
تنها خاطره ای گنگ مانده است
نگفته بودم این ادکلن لعنتی...؟
نه!
تو آرام بوی من را گرفته بودی
و نشانه هایت
چشمانم را
به آهنگ تازه ای بازو بسته می کرد
اولین بار
توعاشقم شدی
اولین بار
تو دستم را گرفتی
اولین بار
تو در آغوشم کشیدی
تومرا بوسیدی
من تنها برای اولین بار
خیانت کردم
باید شعرهایی که برایت نوشته ام
دور بریزم
باید فراموش کنم
آخراین هفته می خواستی شمال برویم
می خواستی دریا را
از دریچه ی انگشت های من ببینی.
.
.
اوضاع بهتر از قبل نیست
اما دلم
کمتر برایت تنگ می شود
این رسم روزهای بلند است
که غروب را کوتاه می کند
دلتنگی را
کوتاه تر
اوضاع بهتر از قبل نیست
فقط همین که رازی نمانده
اضطراب را دور می کند
و از خیانت
تنها خاطره ای گنگ مانده است
- ۱.۴k
- ۲۳ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط