در بازی زندگی ...
در بازی زندگی ...
یاد می گیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...
مثل آویختن به طنابی پوسیدست ...
یاد می گیری:
نزدیکترین ها به تو ...
گاهی می توانند دورترین ها باشند ...
یاد می گیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی ...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی ...
یاد می گیری:
دیوار خوب است ...
سایه ی درخت مطلوب است ...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست ...
یاد می گیری:
اعتماد به حرف های قشنگ بدون پشتوانه ...
مثل آویختن به طنابی پوسیدست ...
یاد می گیری:
نزدیکترین ها به تو ...
گاهی می توانند دورترین ها باشند ...
یاد می گیری:
آنقدر از خودت برای روز مبادا پس انداز داشته باشی ...
تا بتوانی یک روزی تمام خودت را بغل کنی و بروی ...
و در جایی که شنیده و فهمیده نشوی نمانی ...
یاد می گیری:
دیوار خوب است ...
سایه ی درخت مطلوب است ...
اما هیچ تکیه گاهی ابدی نیست ...
- ۱.۵k
- ۱۵ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط