ما در غزل از چشم تو الهام گرفتیم

ما در غزل از چشم تو الهام گرفتیم
در حادثه با یاد تو آرام گرفتیم

حرفی بزن ای آتش بی شعله خاموش!
از ساکت چشمان تو سرسام گرفتیم

لب تشنه لبانیم لب رود لب تو
در خواب لبالب ز لبت کام گرفتیم

پسته ز دهانِ تو و فندق ز لبانت
از گردوی چشمانِ تو بادام گرفتیم

یک مروه صفا هست در آن کعبه چشمت
در ساحت تو حالت احرام گرفتیم

آلوده دیدار تواییم ای همه پاکی!
با آبی چشمان تو حمام گرفتیم

شادی صندوقی
دیدگاه ها (۳)

ذکراین لحظه:#در-بستم-ب-ایوانِ-تماشاے-تـ❥♥ ❥ـو-نشستمچه خلاف س...

❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ ❤ من که با جام لبِ "لب به لبت" لب به لبمدا...

عاشق شده ام ، حضرت معشوقه کجایی ؟من "مولوی ام" ، "شمس" اگر ج...

عاشق شده ام، حضرت معشوق کجایی؟ من "مولوی ام" ، "شمس" اگر جلو...

عاشق شده ام، حضرت معشوق کجایی؟ من "مولوی ام" ، "شمس" اگر جلو...

عاشق شده ام، حضرت معشوقه کجایی؟من "مولوی ام" ، "شمس"، اگر جل...

عاشق شده ام...

رفیق نیمه ی راهی کلان شدی گوجه!شریک خوان ز ما بهتران شدی گوج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط