ميتوان در قاب خيس پنجره، چك چك آواز باران را شنيد . ميتوا

ميتوان در قاب خيس پنجره، چك چك آواز باران را شنيد . ميتوان دلتنگي يك ابر را، در بلور قطره ها بر شيشه ديد. ميتوان لبريز شد از قطره ها، مهربان و بي ريا و ساده بود. میتوان با واژه هاي تازه تر، مثل ابري شعر باران را سرود . ميتوان در زير باران گام زد، لحظه هاي تازه اي آغاز كرد، پاك شد در چشمه هاي آسمان زير باران تا خدا پرواز كرد....
داره بارون میباره...
دیدگاه ها (۱)

🧁 پارت یازدهم | زیر بارانچند روز بعد...از صبح، آسمان سئول اب...

برادر ناتنی

professor Riddle,p48

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

میتوان در قاب خیس پنجره...چک چک اواز باران را شنید...میتوان ...

میتوان در قاب خیس پنجره*چک چک آواز باران را شنید*میتوان دلتن...

.مي توان در قاب خيس پنجرهچك چك آواز باران را شنيدمي توان دلت...

مي توان در قاب خيس پنجرهچك چك آواز باران را شنيدمي توان دلتن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط