☀️گیسوی شب☀️

☀️گیسوی شب☀️
# پارت صد وهشتادوسه ...


گیسو :
صدای در میومد ساعتو نگاه کردم یک ساعتی می شد اومده بودم اتاقم
- گیسو خواهر ...در رو باز کن
گلین پشت در بود ومن اصلا دوست نداشتم در رو باز کنم
- گیسو همه منتظرن تو بری پایین
اشکم راه افتاد اگه آریا از تصمیم با خبر می شد چیکار می کرد
نمی تونستم باور کنم آریا سر حرفش مونده کاش نمی موند
- گیسو عزیزم در رو باز کن
بابا بود بلند شدم ورفتم در رو باز کردم اخم ریزی کرد وگفت :
دخترم همه میخوان تو رو ببینن
- نه بابا
بابا اومد تو اتاق وگفت : چی شده دخترم
- بابا اونا برای چی اومدن
اشک هام رو پاک کرد وگفت : اومدن حرف بزنن آریا همه رو راضی کرده هر چند عموت همچین راضی هم نیست
- بابا میشه بگی برن
بابا بغلم کردوگفت: چرا؟!
- نمی خوام اینجا باشن من ...من پشیمونم نباید اونو دوست ...
سرمو تو سینه بابا پنهون کردم
- عمو میشه باهاش حرف بزنم
بابا اروم از خودش جدام کرد سرمو پایین انداختم با صدای در سرمو بلند کردم آریا به در تکیه داده بود ونگام می کرد چشاش پر سرزنش بود
- پشیمونی ...فکر نمی کنی خیلی دیره
- آریا...من
اومد طرفم ترسیدم ورفتم عقب متحیر نگام کرد وگفت : خدااا تو از من می ترسی ..
- من...م...ن...
اونم رفت عقب وگفت : حرف بزن گفتی می خوای حرف بزنی
سکوت کردم اونم به دیوار تکیه داد وسرشو پایین انداخت و منتظر بود من حرف بزنم
- من...نمی دونستم مشکل دارم
زود جواب داد
- اصلا برام مهم نیست
- هست آریا تو هیچ وقت نمی تونی ...
خجالت می کشیدم بگم
- ببین گیسو من فکرامو کردم هزار راه حل هست واسه اوردن بچه تو زندگیمون ...من تو رو همه وایسادم کم نیاوردم صبر کردم
- باباتوهنوز ناراضی هست
- تو چی گیسو
- سخته ...نمیخوام از آرزو واینده ووارثت بخاطر ...من بگذری
- هیچ کدوم مهم نیست ..گیسو یکم عاقل باش دختر
- عاقلم فکرامو کردم
متحیر نگام کرد وگفت : چی ؟
- گیسو داری تلافی می کنی ؟
این بهترین بهانه بود اره خودش بود نگاش کردم وگفتم : تلافی بود
- دروغ میگی چشات دروغ میگه
- نه آریا ...
چشاش پر اشک شد
- متسفم آریا تو همیشه تحقیرم کردی منو پس زدی ...
اومد کنارم وایساد تو چشام نگاه کرد وگفت : باور نمی کنم
شدم واز سنگ وگفتم : هدف من فقط درسمه همون موقع ها که پسم زدی دلمو شکستی قسم خوردم ازت انتقام....
- بسه ...چیزی نگو
خیره نگام می کرد شاید باورش نمی شد به موهام نگاه کرد وگفت : تقاصشو باید پس بدی
متعجب نگاش کردم قیچی رو از رو میز برداشت متوجه شدم چی میخواد
- نه اریا
قیچی رو طرف موهام اورد با گریه گفتم : نه اریا خواهش می کنم...
صدای آروم قیچی اومد گریه کردم نفسم بند اومد گیسمو اروم اروم باز کردنفس راحتی کشیدم موهامو دورم ریخت نفس هاش میخورد به
دیدگاه ها (۲)

☀️گیسوی شب☀️# پارت .صد وهشتاد وچهار ...گیسو : صدای آروم قیچی...

☀️گیسوی شب☀️# پارت صدوهشتادوپنج...گیسو : نمی تونستم نگاهمو ا...

☀️گیسوی شب☀️# پارت صد وهشتادودو...گیسو : چرا اخر همه ای حرفا...

☀️گیسوی شب☀️# پارت صدوهشتاد یک...گیسو : حرفای مامان منو به خ...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ .⊱ ....

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁶ویو جونکوک___چند ثانیه دیگه...

part12اینجا دیگه زخم‌ها کم‌کم دارن تبدیل می‌شن به حرف‌های نگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط