ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......
زخمه بر جانم بزن تا پای جان هم حاضرم.......

نغمه غمناک تارت شور و حال دیگری است.......
فکر غم را هم نکن! در این موارد ماهرم!.......

باطنم دریای توفانی است با امواج بغض.......
گول چشمم را نخور بگذر تو هم از ظاهرم......

امشب از دیوانگی رنگ جنون دارد دلم.......
بین مجنون های عالم , گونه ای بس نادرم!

با همین ساز و همین ابیات جادو می کنم......
هرکه نشناسد مرا گوید که شاید ساحرم!

با زبان تارت اکنون صحبتی با من بکن.....
پاسخت را شعر می گویم کنارت شاعرم!

کارمان اخر به مستی می رسد از سوز عشق...
گرچه از خود بی خودم امشب پریشان خاطرم!!!!
دیدگاه ها (۲)

تا نگه کردم به چشمانت،نمیدانم چه شدتا که دیدم روی خندانت،نمی...

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شودآسمان می ترکد و آشوب ...

چه کنم زلزله ، با عشوه ی ویرانگری ات ؟ آتش سرخ لب و بوسه ی ا...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشود کاش لیلای دگر عاشق مجنون نشو...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرمزخمه بر جانم بزن تا پای ج...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

ساز خود را کوک کن امشب پریشان خاطرم.......زخمه بر جانم بزن ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط