مرگ!

مرگ!
من اینجا گیر افتادم و هیچ کس نمیتونه منو نجات بده ،من امتحانم رو پس دادم و توش رد شدم
انگار هیچ راهی جز عذاب و رنج باقی نمونده
،من توی عالم ارواح سرگردونم و نمیدونم باید کجا برم
من ترد شدم !
من ترسیدم!
من خسته ام!
من به یک فرصت جدید احتیاج دارم!
حتی اگه شده به قیمت تصرف یه جسمه دیگه......
دیدگاه ها (۰)

با قدم های نسبتا کوتاهی به سمت اداره پلیس حرکت میکرد.در این ...

دوباره همان کافه،هرروز برای خوردن‌یک‌لیوان‌قهوه‌به‌آنجا‌میرف...

آزادترین تقدیر

اسم فیک :ولی تو نمیدونی که من عاشقتم _منو ات هم با ماشینمون ...

درمانگر عشق. فصل دوم. پارت۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط