بنشستم که نویسم سخن عشق و ز دل

بنشستم که: نویسم سخن عشق و ز دل
شعله‌ای در قلم افتاد، که طومار بسوخت
#اوحدی_مراغه_ای
دیدگاه ها (۲)

باز آی تا به بوسه فشانم به پای توکز عشق پای بوس تو جانم به ل...

😉 😎 😜 😅

چه خوش بودی دلا گر روی او هرگز نمی‌دیدیجفاهای چنین از خوی او...

شاعر میگه: قوری ز قلم قلم ز قوری ...

ای لعنت بر آن ساعتی که چشمم به چشمت افتاد؛ای لعنت بر آن ساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط