زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم/همه تغییر دمی بود و نمی د

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم/همه تغییر دمی بود و نمی دانستیم/حسرت رد شدن ثانیه های کوچک/فرصت محترمی بود و نمی دانستیم/عمر ما جمله به سر رفت و به قول سهراب/آب در یک قدمی بود و نمی دانستیم
دیدگاه ها (۱۰)

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒چند روز بعد، یونا بالاخره اجازه گرفت ...

CAPTURED IN PARIS

پارت دوم: چیزی که گفته نشدباران کم‌کم آرام‌تر شده بود، اما ه...

The Rival’s Embrace🍂✨️Part⁸هوا رو به غروب بود، نرم و خاکستری...

بالهای سرخ پارت ۴

پارت سوم شروعی دوباره

⭐ 𝑻𝒉𝒆 𝑺𝒆𝒄𝒓𝒆𝒕 𝒐𝒇 𝒂 𝑺𝒕𝒂𝒓𝑳𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕چند روز بعد، تهیونگ و ارا کنا...

#عاشق_خونش_یا_بدنش پارت ²⁰چشم‌های هیونجین آروم آروم بسته شدد...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط