بین دو راهی ماندم و تو

بین دو راهی ماندم و تو
نمی دانی چه حس بدی دارد، اینکه ندانی ماندنی هستی یا رفتنی!
شازده کوچولو می گفت: گل من گاهی بداخلاق و کم حوصله و مغرور بود اما ماندنی بود و همین ماندنی بودنش بود که او را تبدیل به گل من کرده بود.

حالا در این تب و تاب بودن و نبودن هایت، تکلیفم را نمی دانم.
نمی دانم گل من هستی یا فقط در این شلوغی، خیلی خاص روییده ای تا توجه من را برای همیشه به خودت جلب کنی.!!
لحظه ای بیا و این فکر و خیال های من را سامان بده و بعد هرجایی که خواستی برو.
خواستی کوچ کن.
جایی که فکرم هم به تو نرسد یا اصلاً همین جا بمان تا رویای دست نیافتنی ام باشی.

شازده کوچولو می گفت تو مسئول آنی می شوی که اهلی اش کرده ای.
تو مسئول گلت هستی.

اما کاش می فهمیدی هیچ سوالی سخت تر از همین سوالی نیست که مدت هاست فکرم را به خودش مشغول کرده است.  
همین سوالی که مدام از خودم می پرسم و هیچ جوابی برایش پیدا نمی کنم.

راستی... تو گل من هستی یا نه؟
دیدگاه ها (۱)

غروب جمعه شد مولا، نمی‌دانم کجا هستی دعای جمعه می‌خوانم، نمی...

قسمت دوم: فاجعه‌ای به نام صبحانهبعد از نیم ساعت دعوا، تصمیم ...

با تاخیر 1 روزه تولدت را تبریک می گوییم و نامه ای برایت🎂سلا...

آدم‌های خوش‌قلب، ستون‌های خاموش دنیا هستند؛ بی‌آنکه بخواهند ...

وقتی حالم خوب نبود این کتابا حالمو خوب کردن :🦋۱. کتاب «کتابخ...

سلام حالتون چطوره !!!🫠🫠https://wisgoon.com/namotevariچه می خ...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

گاهی از خودم می پرسم اگر همه‌ چیز را می‌دانستم، باز هم همین‌...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط