این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر این خاموش است؟

این سماور جوش است پس چرا می گفتی دیگر این خاموش است؟
باز لبخند بزن قوری قلبت رازودتر بند بزن توی آن مهربانی دم کن بعد بگذار که آرام آرام چای تو دم بکشدشعله اش را کم کن دستهایت سینی نقره نور
اشکهایم استکان های بلور
کاش استکان هایم راتوی سینی خودت می چیدی
کاشکی اشک مرا می دیدی
خنده هایت قند است
چای هم آماده است
چای با طعم خدابوی آن پیچیده
از دلت تا همه جا
پاشو مهمان عزیزتوی فنجان دلم
چایی داغ بریز
دیدگاه ها (۶)

.

به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می‌دارد، یک مرد هر چه...

ﺍﮔﺮ ﻣﻦ ﻧﺒﻮﺩﻡﮐﻪ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺭﻓﺘﻨﺶ ﻋﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﯼﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢﮔﺎﻫﯽ ﻧﺮﺳﯿﺪﻥ ﺑ...

شما تفسیر کنید ...!!؟؟؟

Eight

تکاپو پارت 96:برو.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍سه روز بعد...هوای صبح، خنک و آ...

پارت بیستم

#تاج_و_طوفانپارت ۱۹۶: اولین دیدار در سکوتسوآ هنوز همون‌طور ب...

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

«مهمان ناخوانده»بارون شدیدی می‌بارید و خیابون‌های شهر تقریبا...

چای با طعم خدااين سماور جوش استپس چرا می گفتيديگر آن خاموش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط