#steight

#steight
#سناریو
وقتی برای اولین بار عصبانی میشی (توجه تو همیشه با هاشون مهربون بودی)
نامی:
خاک به سرم (دورد جون) الان ا.ت مادرمو به اعزام میشونه
ببین ا.ت من غلط کردم دست زدم به گلدونت خوب ببخشید
ا.ت : اشکال نداره عزیزم (با لبخند ترسناک اینو میگه)
و نامجون از ترس از خونه میزنه بیرون چون ا.ت با دمپایی افتاد به جونش و این داستان تا شب ادامه دارد
جیهوپ:
بخدا من نمی دونستم تو این کاردستی تو درست کردی فکر کردم زباله بود
ا.ت : عزیزم اشکال نداره فقط الان باید زود از خونه بیرون بری چون الان من هیچی رو تضمین نمی کنم
جین :
بیبین چاگیا بخدا من نمی دونستم این غذا برای شام بود فکر کردم اشغال چون بوی گندی دستشویی بی یعنی بوی خوب می داد
و این گونه جین شب را رو کاناپه و با کتک سر کرد (ا.ت غلط کرد ایشون)
جیمین:
عزیزم بخدا قسم من این دختر رو نمیشناسم نمی دونم شماره ی منو از کجا آورده ا.ت تورو خدا بزار من زنده بمونم من هنوز جونم آرزو دارم
ا.ت: عزیزم من کاری با تو ندارم فقط تا یک سال گوشیتو خاموش پیش من می مونه و تا یک ماهم روی کاناپه می خوابی ( و تمام این ها رو با یک لبخند بدتر از فحش گفت)
تهیونگ:
ا.ت عزیزم عشقم نفسم زندگیم من گوه خوردم(دور جون بچم)
ا.ت : تهیونگ حرف نزن که الان خفت می کنم برای چی به اون دخترایه افریته امضا دادی
عزیزم اونا فقط فن های من بودن
کوک:
ا.ت تو این همه شیرموز و هویجای منو خوردی من فقط تا دو هفته عصبانی بودم حالا تو از سه ماه پیش چون من بستنی هات خوردم قهری باهام
شوگا:
ا.ت ا.تتتتت ا . ت عشقم ا.ت هوی کرخر با توم خب من چیکار کنم ببخشید خب خوابم میومد اون موقع و هیچی به مغزم نمی‌رسید چیکار کنم ببخشیم ؟
ا.ت : شوکولات بخر
دیدگاه ها (۷)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

پارت. 30

تک پارتی✨ات داشت دنبال شارژرش می‌گشت و هرچی می‌گشت پیداش نمی...

رمان :قرارداد سرنوشت

سناریووقتی می‌خوان ببوـ٫ـسنت:هری:عزیزم....آ/ت : نه زشته یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط