یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شد

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شد
اولین بار کجا نوبت نامردی شد

یادمان نیست کجا ازخودمان دور شدیم
یک شبه با کمی اندوخته مغرور شدیم

وسوسه از دل ملعون که دنیا آمد
و هوس با همه ی قدرتش اینجا آمد

اولین بار کجا شرم به انسان خندید
اولین سیب چگونه لب ما را بوسید

یادمان نیست کجا راه خطا پیمودیم 
اولین بار کجا بنده ی شیطان بودیم

یادمان نیست کجا کاشف تزویر شدیم
کی در ابلیس خزیدیم و تکثیر شدیم

اولین حرف دروغی که شنیدیم چه بود
آنچه دیدیم و انگار ندیدیم چه بود

در کجا شعله ی نورانی دل پایان یافت
و کجا خصلت ابلیس شدن جریان یافت

در صف سیب و سرابیم چه شد با این دل
همه در پشت نقابیم چه شد با این دل

دوست بودیم همه با همه ی آدم ها
کم نمی کرد صفای دلمان را غم ها

عشق و اخلاص و محبت همه مدفون شده است
عهد و پیمان و رفاقت همه ملعون شده است

بین ما تا به خدا یک پل فانی هم نیست 
اعتقاد و شرف و عشق زبانی هم نیست

کاش کابوس زمستانی شیطان برود
کاش مخلوق خدا باز هم آدم بشود...
دیدگاه ها (۱)

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

فاصله یک لبخند تا جنون

پارت ۹گیجی و سردردم کمی فروکش کرده بود از جا بلند شدم. بالاخ...

پارت چهاردهم | صبحی که تازگی دارد. پارک لارااولین چیزی که حس...

𝒲𝒽𝑒𝓃 𝐿𝒾𝑔𝒽𝓉 𝑀𝑒𝑒𝓉𝓈 𝒮𝒽𝒶𝒹𝑜𝓌Part 30چند ماه بعد...جنگ رسماً پایان ...

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شداولین بار کجا نوبت نامردی شدی...

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شداولین بار کجا نوبت نامردی شدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط