‌ نفسم نفس بیاور که دگر نفس ندارم

‌ نفسم نفس بیاور که دگر نفس ندارم
به هوای دیدن تو سر هیچکس ندارم

من و فکر بودن تو چه تفکر محالی
دلم از خودم گرفته گله از قفس ندارم

تو که گفته بودی ای جان نفس منی همیشه
دل من زدی ز ریشه به تو دسترس ندارم

هوس وصال یک سو و غم گناه یک سو
چه تفکری کنم من? ره پیش و پس ندارم

گرچه دوری از من اما بخدا عزیز هستی
نفسم ز تو طمع بر دولب ملس ندارم

من اگر ز عشق گفتم نه گناه کردم ای جان
بخدا قسم که با تو هوس هوس ندارم

نفسم خطی برایم بفرست از سر مهر
گل من بجز تو من یاور و دادرس ندارم
دیدگاه ها (۱)

" قــــــــــلبم " خصـــوصی ترینجـــای دنیـــاے دلتنگـــــی ...

سـلام بـه آخـرین سـه شنبـهاردیبهشتـ خـوش آمدیـنامروزتـون شـا...

کاش می شد لحظه ها را پس گرفتعشق های بی صدا را پس گرفت یا ...

ای در دل من، میل و تمناهمه تو !وَندر سر من،مایه ی سوداهمه تو...

تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان راتو مرا گنج روانی چه ک...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 بیا ای جان بیا ای جان بیا فریاد رس ما ...

Fate is predetermined

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط