میدونی رفته جان...حالِ بدِ این روزهام از نبودن یا نداشتنت

میدونی رفته جان...حالِ بدِ این روزهام از نبودن یا نداشتنت نیست!
از اين هم نیست که دیگه نمیشه تو شب بیداری هام بهت پیام بدم: دلم تنگته! تو به ثانیه نکشیده زنگ بزنی و از زیر پتو با صدایِ آروم برام لالایی بخونی و تلفن رو که قطع کردی باز به اندازه صدسال بعد و قبل دلم برات تنگ بشه!
بخاطر روزایِ بارونی هم نیست که دیگه نمیشه زیرش قدم بزنیم، عینکت نم بارون بگیره و موهایِ فِرِت بچسبه به پیشونیت و من با هربار نگاه کردنت حتی با اون قیافه خیس و مضحک دلم مثل بَم بلرزه و آوار شه برات.
یا اینکه دیگه نمیشه تو اُوجِ اضطرابم بخاطرِ امتحانِ اون استاد بد قلقه چندتا عکسِ بچه نشونم بدی و بگی: بیخیالِ امتحان، بخند و نگاه کن به این عکسا، بچه هامون همینقدر خوشگل میشن؛ با آرامش بخندم و اصلا یادم بره برایِ امتحان هیچی نخوندم.
باور کن بخاطرِ این ها نیست جانم.
از ترسِ!
میترسم از تکرار نشدنت؛ از اینکه دیگه برایِ هیچکس نتونم مثل بَم آوار شم با هرمیزان جذابیتی که داره؛ نتونم به طرز عجیب غریبی دلتنگش بشم حتی با دوثانیه ندیدن و نشنیدنش؛ نتونم تویِ حالِ بدم تکیه کنم به کسی و آرامش بگیرم!
میدونی رفته جان...
من از ترسی که رسیده به مغز استخون حالم بده...از بَم نشدن.
از ترسِ تکرار نشدن عشق!
دیدگاه ها (۱)

𝐿𝑜𝑣𝑒 𝑦𝑜𝑢 𝑖𝑛 𝑎𝑚𝑜𝑣𝑛𝑡 𝑜𝑓 𝑦𝑜𝑢𝑟 𝑤𝑖𝑛𝑘𝑠•• بِه تِعدادِ تَمومِ پِلك ز...

تا حالا برای کسی یار بودی؟ این سوال رو‌ وقتی ازش پرسیدم که د...

دلتنگتم،یجوری که انگار سال ها کنارت زندگی کردم و هرروز تو اغ...

‌این چَند ماه کِه مُنتَظِرَت بودَم.. به اَندازه چَند سال نَگ...

#دوستی_اجباری#پارت_۱۹تهیونگ داشت گریه میکرد . دیگه خسته شده ...

درمان من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط