خلاصه کتاب ضربه در رجب

خلاصه کتاب : ۵۸ ضربه در ۱۹ رجب
نویسنده : ناصرکاوه (2)
شب ۱۹ رجب
۱۹ رجب ۱۴۰۱، قم در تب اغتشاشات می‌سوخت. کوچه‌ها پر از شعار و سنگ و آتش. عباس شیفت نداشت، اما دلش آرام نمی‌گرفت. روزه بود، از سحر. همکارانش گفتند: “عباس، افطار کن، خطرناکه.” او پاسخ داد: “شاید امشب قسمت شهادتم باشه. با زبان روزه می‌رم، مثل امام حسین (ع).” نماز مغرب خواند، اما افطار نکرد. با فرمانده‌اش به خیابان رفت. جمعیتی بیش از صد نفر، جوانانی فریب‌خورده با چاقوهای برهنه، او را محاصره کرده بودند. عباس با شجاعت و صلابت شروع کردحرف زدن با اغتشاشگران و با بلندگو فریاد زد، اما بی‌فایده. عباس با صدایی آرام و پر از مهر گفت: “برادرها، منم مثل شما قم‌ام. مشکلات اقتصادی دارم، حقوقم کمه، چهار بچه دارم و یکی دیگه در راهه. اما راه اعتراض، اغتشاش نیست. بیاید حرف بزنیم، من گوش می‌دم. ما همه فرزندان این خاکیم.” جو آرام شد. جوانان ساکت شدند، برخی اشک ریختند. عباس ادامه داد: “دشمن می‌خواد ما رو به جان هم بندازه. انقلابمون با خون شهدا پابرجاست. بیاید به خونه برگردیم، خانواده‌هامون منتظرن.” لحظه‌ای امید در هوا پیچید. اما ناگهان، از پشت، سایه‌ای ناجوانمردانه برخاست. چاقویی برق زد…

#ایران_قوی
#بیداری_ملت
#جهاد_تبیین
#شبهه
#سواد_رسانه_ای
#دشمن_شناسی
#جنگ_شناختی
#جنگ_فرهنگی
#جنگ_نرم
#ویسگون
#کلیپ_ویسگون
#خودتحقیری
🖇 اولین و جامع‌ترین کانال دشمـن شناسـے در ویسگون
┏━━ °•🍃•°━━┓
@Lianpars
┗━━ °•🍃•°━━┛
دیدگاه ها (۲)

قشنگ گفت غلط می‌کنی هشتک #نه_به_اعدام بزنی 😂😂😂#مزدوران_مواجب...

🔺یک سوال: آیا در دهه‌های اخیر، موردی از مداخله نظامی خارجی -...

خلاصه کتاب : ۵۸ ضربه در ۱۹ رجبنویسنده : ناصرکاوه (1)رویای صا...

‌چرا میگیم جمهوری اسلامی دنبال سالم ماندن مردم بود و دشمنانش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط