پسرک نگاهم کرد و گفت آقا چسب زخم دارم ارزون میدم

پسرک نگاهم کرد و گفت آقا چسب زخم دارم ارزون میدم
گفتم زخمهایم عمیقتر از این حرفاست
گفت برو بابا بگو پول ندارم خوب.؟!
دیدگاه ها (۱)

P¹³The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

وقتی پسر عموت و مربی بوکست بود🩵(درخواستی)پارت ۲ولی دقیقا برع...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 210♡⁠。⁠)فقط صدا...

P²

ادامه پارت ۶سرش رو بلند کرد و گفت بیهوش شده بودی آوردمت اتاق...

سلاااااام اومدم بیوگرافی بدمممممن سارینام 13 سالمه تو طهرانم...

رمان عشق ممنوع

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط