تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته..

تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته..
پرسیدم: #افطار كردید؟
گفتند: بچه‌ها برايم در قرارگاه افطار آماده كردند اما نرفتم و در خط ماندم و با رزمنده‌ها سفره انداختيم و نان پنير مختصری خورديم.

گفتم: چرا قرارگاه نرفتید؟
گفتند: «مي‌ترسم در غيبتم مظلومی با زبان روزه، اسير و يا شهید شود.»

✍زینب سلیمانی

صبحتون شهدایی❣

#قاسم_بن_الحسن
#شهدا۰۱۲۰

✦‎‌‌‌࿐჻ᭂ🦋✨🦋჻ᭂ࿐✦
دیدگاه ها (۰)

تلفن خانه زنگ خورد. بابا بود با صدای خسته..پرسیدم: #افطار كر...

‍ ‍ ‍ #قرارشبانه_ڪانال_شهادت_زیباست#هرشب_معرفےیک_شهید🌷 سردار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط