دوپارتی دراکو

دوپارتی دراکو

بغضت گرفت و یهو ترکید و شروع کردی به گریه.
عشق چند سالت بهت بی توجهی کرد.
فقط بخاطر یه فاکینگ بچه.
البته اون عاشق بچه بود.
پاشدی رفتی تو اتاق مشترکتون.
توی تخت نشسته بود سرشو بین دستاش گرفته بود.
رفتی نزدیکش و شروع کردی:امممم دراکو؟
جوابی نشنیدی.
عصبانی شدی و بلند داد زدی:بسه دیگه...
همش بخاطر یه بچه داری باهام بد رفتاری میکنی و سرد شدی اه بسه دیگه اگه از اول فقط بخاطر بچه با من بودی دیگه نمیخوام باهم باشم فردا میرم درخواست طلاق میدم(داد)
دراکو که تمام مدت داشت با تعجب به ا/ت نگا می‌کرد ناراحت شد.
تو رفتی بیرون و محکم درو کوبیدی و رفتی برای خودت غذا بپزی.
*درحال غذا پختن
دراکو آروم اومد و مثل کیتن از پشت بغلت کرد و گفت:ببخشید هانی من خیلی زیاده روی کردم میشه پسرتو ببخشی؟
توهم چون دوسش داشتی برگشتی و یه بوسه رو شروع کردید و خلاصه اینطوری شد که باهم آشتی کردید

the end...

گیلی گیلیییی
دیدگاه ها (۰)

عاحححححح سو کیوتتتت🗣

هعب...

ادیتوووووووو محتواروووووووووو

دو پارتی دراکوpov:وقتی بهش میگیم که باردار نمیشم اون روز تو ...

جادوگر کوچولو

دراکو مالفوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط