#عاشق_که_بشی....۵۹

#عاشق_که_بشی....۵۹
لیا با چهره ای پریشون اومد
چاعان:چیشد
پینار:ع چیزه من میخوام توانا و لیا رو ببرم امریکا
چاعان و یاعیز:چییییی
پینار:خوب کسی اینجا مراقبشون نیست
چاعان:خب ما هستیم دیگه
پینار:گفتم که.....لیا من دارم میرم هتل از دکترم پرسیدم گفت تواتا بهوش میاد همینکه له هوش اومد سریع خودتنو حاضر کنید
لیا:باش
چاعان:لیا چرا گفتی باشه
لیا:پس چکار میکردم
چاعان:خب میگفتی نمیام
لیا:نمیشه باید برم😔
دیدگاه ها (۰)

#عاشق_که_بشی....۶۰چاعان:عهه😐لیا:رفتم بیرون هموا بخورمیاعیز:ی...

پارت ششممدیر : لیا وقتی رسیدی عمارت اول برو تو کتاب خونه اش ...

«فیک تهیونگ»

دقیقا 🥲🥺🥲🥺🥲

The water that will fix your thirstytodayipy Tomorrow .

◈ ꜱᴏᴍᴇᴡʜᴇʀᴇ ᴇʟꜱᴇ━━━━━━★━━━━━━ ↺♬

وضعیت من و رفیقم😂😂فقط قیافه گو وون اینجوریه که اینا چه مرگشو...

و هنگامِ متلاشی شدن استخوان‌ هایم در زیر خاک ، باز به دوست د...

اهم اهم روزتوننننن مبارککککک کیوتای مننننن فداتوننن بشممممم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط