-تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من

-تو تازیانه می زنی به زخمه ی خیال من
من آب و دانه می دهم به خوش خیالِ باورم


تو مثل ماهِ برکه ای ...و من غریق مست شب
دوباره تو ..دوباره من..شناوری ..شناورم

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۱۱)

نوری به زمین فرود آمددو جا پا بر شن‌های بیابان دیدماز کجا آم...

کی فکرشو میکرد ی روزی بیاد که نه زورمون به خودمون برسه نه به...

زندگی جنبش جاری شدن استزندگی کوشش و راهی شدن استاز تماشاگه آ...

پیکرتراش پیرم و با تیشه‌ی خیالیک شب تو را ز مرمر شعر آفریده‌...

برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ایدلیــل مــاندگاری ، ...

پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط