ستاره دیده فروبست و آرمید بیا

ستاره دیده فروبست و آرمید بیا
شراب نور به رگ های شب دوید بیا

ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت
گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا

شهاب ِ یاد تو در آسمان خاطر من
پیاپی از همه سو خطّ زر کشید بیا

ز بس نشستم و با شب حدیث غم گفتم
ز غصّه رنگ من و رنگ شب پرید بیا

به وقت مرگم اگر تازه می کنی دیدار
بهوش باش که هنگام آن رسید بیا

به گام های کسان می برم گمان که تویی
دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت
کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا

امیدِ خاطر ِ سیمین ِ دل شکسته تویی
مرا مخواه از این بیش ناامید بیا

#سيمين_بهبهاني
دیدگاه ها (۱)

.آنکه ویرانه شده از غم اغیار مرا میفهمد آنکه تنها شده در کنج...

دلم یک بوسه میخواهد ، بیا امشب خرابم کنبیا امشب ، فقط امشب ،...

ای سرنوشت! از تو کجا می‌توان گریختمن راه آشیان خود از یاد بر...

یوسف گمگشته از کنعان گریزان می شودکلبه احزان، زیارتگاه یاران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط